آداب نوروزی، آنها که ماند و آنها که فراموش شد

      .

     از جشن های متعددی که در ایران باستان مرسوم بوده، یا از جشن های اندکی که از آن عهد به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست.

نوروز تنها جشنی است که یک جشن کوچک تر ( چهارشنبه سوری ) به پیشواز آن می آید و جشنی دیگر ( سیزده به در ) به بدرقه آن. در واقع نوروز مقدمه و موخره ای دارد که خود آنها به تنهایی از جشنهای دیگری چون شب یلدا مفصل ترند.

اما به غیر از چهار شنبه سوری و سیزده بدر که هر یک آداب خود را دارند، نوروز در گذشته دارای آداب چندی بوده است که امروز فقط برخی از آنها برجای مانده و پاره ای در دگر گشت های زمانه از بین رفته اند.

از رسم های بجا مانده یکی راه افتادن حاجی فیروز است.

حاجی فیروزها با چهره سیاه کرده، دایره و دنبکی به دست می گیرند، به خیابان می آیند و به رقص و شیرینکاری و خواندن اشعاری با ریتم و آهنگ رقص می پردازند:

حاجی فیروزه، سالی یه روزه، همه می دونن، منم می دونم، عید نوروزه.

ارباب خودم سلام علیکم، ارباب خودم سر تو بالا کن، ارباب خودم منو نیگا کن، ارباب خودم لطفی به ما کن.

ارباب خودم بزبز قندی، ارباب خودم چرا نمی خندی؟

بشکن بشکنه بشکن، من نمی شکنم بشکن، اینجا بشکنم یار گله داره، اونجا بشکنم یار گله داره! این سیاه بیچاره چقد حوصله داره.

خانه تکانی از دیگر آئین های نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز خانه تکانی شروع می شود. در این آئین، همه وسایل خانه گردگیری و شستشو می شود و پاک و پاکیزه می گردد.

چنان زوایای خانه را می روبند که اگر تا یک سال دیگر هم آن زوایا از چشم خانم خانه پنهان بماند یا فرصت پاکیزه سازی آنها به دست نیاید، قابل تحمل باشد.

وسواس برای این پاکیزه سازی تا به حدی است که در و دیوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال یکبار نقاشی می شود.

پس از خانه تکانی، نوبت سبزه کاشتن می شود. مادران حدود یک هفته مانده به نوروز، مقداری گندم و عدس و ماش و شاهی در ظرف هائی زیبا می ریزند و خیس می دهند تا آهسته آهسته بروید و برای سفره نوروزی آماده گردد.

داستان میر نوروزی این است که در پنج روز آخر سال فرمانروایی شهر را به فردی از پائین ترین قشرهای اجتماعی می سپردند و او نیز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب می کرد و فرمان های شداد و غلاظ علیه ثروتمندان و قدرتمندان می داد
یک هفته پیش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارت تبریک ها فرا می رسد. فرستادن کارت تبریک برای همه دوستان و آشنایان یک کار مرسوم است. اقوام و دوستانی که در دیگر کشورها یا شهرها زندگی می کنند، جای خود دارند.

در این زمان دیگرچهارشنبه سوری فرا رسیده و باید از روی آتش پرید. چهار شنبه سوری خود به مثابه یک جشن مستقل، آداب خود را دارد. آتش افروختن و پریدن از روی آتش، خوردن آجیل چهارشنبه سوری و...

اما در روزگار ما این جشن دگرگونی های زیادی به خود پذیرفته است. از جمله آنکه به علت جلوگیری نیروهای انتظامی از آتش بازی و بوته افروزی، ترقه بازی در بین جوانان باب شده که بیشتر موجب اذیت و آزار مردم و ایجاد صوت های ناهنجار می شود.

در حالی که پیش از اینها که حکومت ها با آتش بازی و بوته افروزی مخالفتی نمی ورزیدند، این جشن آرام تر و دلپذیرتر و حتی زیباتر برگزار می شد.

پس از چهار شنبه سوری، نوروز فرامی رسد. آماده کردن سفره نوروزی، خرید میوه و شیرینی و آجیل ، آماده شدن برای تحویل سال، دعای تحویل سال، دید و بازدید عید، عیدی دادن و عیدی گرفتن همه در طول روزهای عید انجام می شود.

دعای سال تحویل

دید و بازدید رفتن تا پایان روز 12 فروردین ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به دیدن اقوام نزدیک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن یا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائی و... می روند.

روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا می رسد و سر فرصت به دیگر اقوام و دوستان سر می زنند و دیدارها تازه می کنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورت هایی که پیش آمده از احوال پرسی یکدیگر سر باز زده باشند، این روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت می شمارند و راه آشتی و دوستی در پیش می گیرند.

البته دید و بازدید هم در این سال ها تغییرات قابل توجهی به خود پذیرفته و نزد کسانی که از تمکن مالی برخوردارند، شکل سفر گرفته است. از آنجا که مدارس در ایام نوروز تا 14 فروردین تعطیل است، فرصت خوبی برای سفر کردن به دست می آید.

پس گروه کثیری از مردم به شهرهای حاشیه دریای خزر می روند و در ویلای خود ساکن می شوند و یا آنکه در دیگر نقاط خوش آب و هوا مخصوصاً جزایر کیش و قشم و صفحات جنوبی کشور که در ایام نوروز از آب و هوای معتدل برخوردار است، سفر می کنند.

اما این سفرها نیز خالی از دید و بازدید نیست. در ویلاها به دیدار یکدیگر می روند و دیگران را به شام و ناهار دعوت می کنند.

سفرهای زیارتی نیز که از قدیم الایام مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به این معنی که عده زیادی شب عید به قم یا مشهد می روند و پس از یکی دو روز به خانه و کاشانه خود باز می گردند.

اما آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بیش از امروز بوده است.

تا همین سی چهل سال پیش در برخی نواحی ایران، نوروزی خوانی مرسوم بوده است. در گیلان و مازندران و آذربایجان، از حدود یک ماه پیش از فرارسیدن نوروز، کسانی در روستاها راه می افتادند و اشعاری در باره نوروز می خواندند. اشعاری که بنا بر تعلقات مذهبی شیعیان با مضامین مذهبی آمیخته بود و ترجیع بند آن چنین بود:

باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهید بر دوستان، ...

این پیک های نوروزی در مقابل نوروزی خوانی از مردم پول یا کالا می گرفتند و سورسات نوروزی خود را جور می کردند.

تا همین چند دهه پیش در برخی نواحی ایران نوروزی خوانی مرسوم بوده است. افرادی در روستاها به راه می افتادند و اشعاری در باره نوروز می خواندند: باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده، مژده دهید بر دوستان...
در چهارشنبه سوری نیز آئین هائی چون فالگوش نشینی، قاشق زنی، بخت گشائی، کوزه شکنی، رفع نحسی و مانند آنها رسم بوده است که امروز دیگر چندان باب نیست و اگر باشد در برخی روستاهاست.

تا چهل پنجاه سال پیش به راه انداختن « میر نوروزی » نیز یکی از آئین های رایج بوده است. داستان میر نوروزی این است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروایی شهر را که به طور معمول در دست حکام است، خلاف آمد عادت به فردی از پائین ترین قشرهای اجتماعی می سپردند و او نیز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب می کرد و فرمان های شداد و غلاظ علیه ثروتمندان و قدرتمندان می داد.

آنها نیز در این پنج روز حکم او را کم و بیش مطاع می دانستند و تنها در موارد پولی به چانه زدن می پرداختند. پس از آن پنج روز نیز میر نوروزی مطابق سنت از مجازات معاف بود و هیچ کس از او بازخواست نمی کرد که چرا در آن مدت پنج روز چنین و چنان کرده است. حافظ در این بیت به عمر کوتاه آدمی، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت میر نوروزی اشاره دارد:

سخن در پرده می گویم چو گل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

 

عید

بنده نیز سال نو را به شما عزیزان تبریک می گویم و امیدوارم سال خوبی را در پیش داشته باشید و امیدوارم در سال آینده من بتونم در این وبلاگ باز هم چیز بنویسم.خداحافظ تا سال دیگه...

هری پاتر در چل چراغ و همشهری

شاید هیجان انگیز ترین خبرورویداد شش ماه نخست سال همان چاپ جلد پنجم
هری پاتر بود . مجله‌ی چل چراغ در ویژه نامه نوروز 83 خود و همشهری در
ویژه نامه بهارانه در چهارشنبه 27 اسفند مقاله هایی در مورد رخداد های ادبی
سال 82 نوشته بودند. در این میان دو مقاله از ترجمه کتاب 5 هم دیده میشود.

 رخدادهای ادبی سال 82
شاید هیجان انگیز ترین خبر و رویداد شش ماه نخست سال همان چاپ جلد پنجم
هری پاتر بود. رمانی که به نحو باور نکردنی جای خود را در خانه های مردم
ایران باز کرده و هنوز هم از فروش چشم گیری بر خوردار است........



.... اما از آنجا که همه چیز ما شبیه همه چیزمان است، هری پاترنیز دست خوش رقابت های نادرست ناشران شد.ترجمه های چند روزه که عموما غلط های وحشتناک ویرایشی و زبانی داشتند به همراه قیمت گزاف این کتاب از یک سو و نبرد مترجمان هر چاپ با یکدیگر از سوی دیگر چنان جنجالی به پا کرد که آخرش ما هم نفهمیدیم که به عنوان مخاطب کتاب چه کاره هستیم.
اقبال هری پاتر باعث شد که بسیاری از ناشران مطرح نیز برای جبران ضربه های مالی چند ماه گذشته مترجمانی رابرای ترجمه کتاب استخدام کرده و وارد میدان شوند.کار تا جایی بالا گرفت که هر ناشری به خود اجازه داد با هرشکل، حجم و قیمتی که میخواهد کتاب را عرضه کند و تنها عامل مشترک میان تمام ناشران فشار بر مترجم برای چاپ سریع کتاب بود. به طوری که شنیده ام یکی از مترجمان این کتاب را که از نظر زبانی اثر قابل توجه ای است در عرض بیست روز ترجمه کرده است!
عدم دقت در ترجمه باعث شد تا مثلا یک کلمه خاص مانند Harry Potter در هر ترجمه شکل خاص خود را داشته باشد.در عین حال یکی از ناشران هم با چاپ کتاب به صورت مقطعی و جلد به جلد اشتیاق و خواست بازار را دو چندان کرد... به هر حال روح خانم رولینگ هم از این اتفاق ها خبر ندارد و سیاست غلط نشر در ایران موجب چنین وضعیت های ناخوشایندی شده و خواهد شد
چل چراغ / شماره 91 / صفحه‌ی 42


 موج هری پاتر 5
موج هری پاتر به ایران هم رسید و تقریبا تابستان دانش آموزان و بزرگسالان را در خود فرو برد. کتابی که یک تا دو ماه پس از انتشارش در غرب، همزمان 18 ناشر برای ترجمه آخرین جلد نوشته خانم رولینگ به آن هجوم آوردند.حتی گفته می شود ناشری چندین مترجم دانش جو را اجیر کرد تا در کنار یک چهره نخبه تر ترجمه، پاره های مختلف کتاب 800 صفحه ای «هری پاتر و فرقه‌ی ققنوس» را ترجمه کند.
در این میان البته فضای نشر کشور هم تکانی هر چند خُرد، به خود دادو برخی ناشران توانستند نیم نفسی بکشنداما آنچه که دراین میان اهمیتی واقعی خود را نتوانست باز یابد، ارائه ترجمه‌ای روان و خواندنی و مطابق با روح اثر در ایران بود. نقیضه‌ای که تعجیل و شتاب ناشران، آن را فرو خسباند و هیچگاه اجازه نداد سر بر کشد.
می گویند علت جذابیت این کتاب بحث بر انگیز و شگفتی ساز، پنهان بودن، رگه هایی از طنز و مطایبه در زیر جملات و عبارت ها و ویژگی های شخصیتی، قهرمانان آن بود؛ روحیه مغرور و خودبین انگلوساکسونیبه لطافت طبع و مردم داری هری پاتر نوجوان، که هیچ کدام از مترجمان ایرانی نتوانستند، آن گونه که باید از پسانتقال این روح ساری و جاری در تمامی اثر برآیند.شاید اگر فضا اندکی آرام شود و غبار ها فرو نشیند، ناشریسرد و گرم چشیده و پخته کار، از مترجمی طناز در اندازه‌های جناب دریا بندری بخواهد که دل به این کار دهد وکاری کارستان از این اثر کلاسیک ادبیات کودک و نوجوان ارائه دهد . 
همشهری/ ویژه نامه بهارانه / صفحه‌ی 31

ترجمه چت روزجهانی کتاب - قسمت اول

 متاسفانه بعلت کمبود وقت نتونستم متن کامل چت هفته قبل جی.کی رولینگ
  رو ترجمه کنم، درحال حاضر نیمی از این چت که شامل 62 سوال هست رو
  ترجمه کردم که می تونید اون رو در ادامه  بخونید .
  سعی میکنم تا پایان امروز متن کامل این چت رو آماده کنم . 

Q: آیا درکتاب بعدی ، وزیر جادوگری جدیدی به روی کار خواهد آمد ؟
  JKR: بله .


   Q: با توجه به اینکه دامبلدور پیرتر شده است ، آیا این بار جنگیدن با ولدمورت برای او سخت تر خواهد بود ؟
  JKR: درسته که سن اون بیشتر شده ، اما دامبلدور در انتهای کتاب پنجم ، در برابر ولدمورت چندان بد کار نکرد
  پس هنوز توان مقابله با اون رو داره .


   Q: چه اتفاقی برای برادر ناتنی هاگرید خواهد افتاد ؟
  JKR: در کتاب ششم خواهید فهمید . خوشبختانه گراوپ در کتاب جدید آرام تر و کنترل پذیرتر شده است .


   Q: آیا قبل از نوشتن هر کتاب ، برای طرح ریزی اون و مشخص کردن حوادث اصلی اش وقت میگذارید ؟ چقدر ؟
  یا اینکه در موازات نوشتن کتاب ، حوادث رو برنامه ریزی میکنید ؟
  JKR: گفتنش سخته ، برای کتاب 6 سالها طرح ریزی کردم و نقشه کشیدم ، با این حال قبل از اینکه نوشتن اون رو
  به طورجدی شروع کنم ، دوماه وقت صرف کردم تا دوباره مرورش کنم و مطمئن بشم که واقعا ً چی میخام
  ( از اشتباهاتم درس می گیرم ، من قبل از نوشتن " جام آتش " طرح اولیه ام رو بازبینی نکرده بودم و به
     همین دلیل بعدا ً مجبور شدم تقریبا ً یک سوم کتاب رو دوباره بازنویسی کنم )


   Q: آیا وینکی قادر خواهد بود که سلامتی خودش رو بدست بیاره ؟
  JKR: وینکی بیچاره .... اون هرگز قادر نخواهد بود که اعتیادش رو به نوشیدنی کره ایی (باتربیر) کاملا ً ترک کنه ،
  متاسفم !


   Q: مرگ خواری که هرگز به سمت ولدمورت بر نخاهد گشت ، کیست ؟
  JKR: تا حالا باید جوابش رو پیدا میکردی ، خیلی از سایتهای هواداری درست حدس زده اند .

  
   Q: وقتیکه کتاب/فیلم  شما توسط منتقدین ، نقد میشود چه واکنشی نشان میدهید ؟
  JKR: بستگی داره که اونها چی میگن ، بعضی وقتها من با انتقادات موافقم ، اگرچه نمیتونم بگم که جالبه
  همچنین بستگی داره به اینکه چه کسی میگه ، تفاوت بزرگی بین اینکه توسط شخصی که  تحسینش میکنید
  و قبولش دارید ، مورد نقد قرار بگیرید ( که این امر برای من اتفاق افتاده ) با اینکه کسیکه اصلا ً قبولش ندارید
  ازتون انتقاد کنه وجود داره .( که البته این مورد آخر ناراحتم نمیکنه )

 
   Q: آیا ممکنه که دم باریک کار هری رو جبران کنه ؟
  JKR: خواهید دید .... کتابهای بعدی رو بخونید .


   Q: آیا "مد آی مودی" ، این بار مد آی واقعی هستش ؟ اگه آره ، آیا اون به چیزی مشکوکه ؟ چون خیلی شبیه
  بارتی کرواچ عمل میکنه ، مثل بو کردن غدا ها و غیره ؟
  JKR: این در واقع برعکسه ، در واقع بارتی کرواچ مثل مودی عمل میکرد .


   Q: اگه میتونستید چیزی رو در مورد داستان هری پاتر تغییر بدید ، اون چی بود ؟
  JKR: مسایل زیادی هستند که تمایل به تغییر دادنشون دارم و فکر نمیکنم که هیچ نویسنده ایی وجود داشته باشه که
  کاملا ً از نوشته اش راضی باشه ، یکی از روزها ، وقتیکه کتاب هفت تموم شده باشه دوباره از اول هر
  7 کتاب رو بازنویسی خواهم کرد .


   Q: اگه هری در آخر داستان بمیره ، آیا ولدمورت شکست ناپذیر خواهد شد ؟
  JKR: نمیتونم به این سوال جواب بدم ، باید کتاب 7 رو بخونید .


   Q: چرا بین هری و چوچانگ جدایی افتاد ؟
  JKR: این خود زندگیه ، ... متاسفم .
  رابطه اونها با هم دیگه هرگز خوب نخواهد شد ، پس بهتر شد که خیلی زود همه چیز تموم شد .


   Q: شما چطور در درست کردن فیلمهای هری پاتر دخالت دارید و آیا هاگوارتز شبیه همون چیزی بود
  که شما در ذهنتون داشتید ؟ 
  JKR: هاگوارتز در فیلمها عینا ً همون چیزی بود که من در ذهنم تصور کرده بودم .
  وقتیکه من به صحنه " تالار بزرگ " قدم گذاشتم احساس عجیبی داشتم ، مثل اینکه دقیقا ً وارد مغز خودم
  و تصور ذهنی خودم شده بودم .


   Q: آیا ولدمورت فرزندی دارد ؟
  JKR: نه ..... ولدمورت به عنوان یه پدر ؟ .... نه فکر خوبی نیست !


   Q: آیا رابطه ایی بین اسنیپ و خون آشام ها وجود داره ؟
  JKR: ام .... نه ، من اینطور فکر نمیکنم .


   Q: چرا سیریوس رو کشتید ؟ این کار خیلی من رو ناراحت کرد ؟ ؟
  JKR: من واقعا ً فوق العاده متاسفم . من نمیخاستم این کار رو بکنم ، اما دلیلی وجود داشت .
  اگه میتونی منو ببخشی ، به خوندن کتابها ادامه بده ، دلیلش رو خواهی فهمید .


   Q: چرا ولدمورت هری رو انتخاب کرد ، نه نویل ؟
  JKR: دامبلدور این رو در " محفل ققنوس " توضیح داد ، ولدمورت شباهت بیشتری بین خودش و پسر دورگه
  که از خانواده اصیل نبود تشخیص داد و به همین علت فکر کرد که هری خطر بزرگتری براش هست .


   Q: آیا هری توانایی های بیشتری بدست خواهد آورد و قدرتمند تر خواهد شد ؟
  JKR: بله ، اون واقعا ً در حال پیشرفت و تبدیل شدن به یک جادوگر کامل قرار داره .
  ( که این جای خوشبختیه ، چون من میدونم که چه چیزی در انتظارشه )


   Q: آیا شما فکر میکند که بازیگران فیلم ، دقیقا ً با شخصیت های کتاب منطبق هستند ؟
  JKR: بله ، مخصوصا ً  "اما واتسون" خیلی خیلی شبیه به شخصیت هرمیون هست . این رو من همون اولین باری که
  باهاش صحبت کردم فهمیدم ، از همون اولین مکالمه تلفنی فهمیدم که اون برای نقش هرمیون کامل و بی نقصه .

   Q: آیا هری در آینده مدیر هاگوارتز خواهد شد ؟
  JKR: من مطمئن نیستم که بتونم هری رو در یک شغل آکادمیک ببینم ، اون خیلی پر جنب و جوش تر از اینها نشون داده .


   Q: آیا شما کارکتر ولدمورت رو بر اساس یک شخص حقیقی طراحی کردید ؟ مثلا ً یکی از آشنایان ؟
  JKR: ( خنده ) ..... نه ، من ولدمورت رو بر اساس هیچ شخص حقیقی خلق نکردم .


   Q: من تصور میکنم "میرتل گریان" غمگین ترین شخصیت داستان باشه و حسی بین تنفر شدید و
  JKR: احساس همدردی با اون دارم ، آیا اون در ادامه داستان حضور خواهد داشت ؟
  شما اونو دوباره خواهید دید .
  دوستش نداری ؟  میدونم که اون یه جورایی منفور و شوریده هستش ، اما این همون دلیلیه که
  من بهش علاقه دارم و ازش خوشم میاد .


   Q: چه احساسی پیدا میکنید ، وقتی بچه ها به شما میگن که به خاطر شما ( و کتابهای شما) است که 
  شروع به مطالعه کردن و به خوندن علاقه مند شدند ؟
  JKR: هیچ کس نمیتونه چیزی بگه که بیشتر از این منو خوشحال کنه .


   Q: از کدوم یک از شخصیت ها بیشتر از بقیه بیزار هستید ؟
  JKR: احتمالا ً عمو ورنون !


   Q: اگر شما جانور نما بودید ، تبدیل به کدام حیوان می شدید ؟ چرا ؟
  JKR: من نظرم رو در این مورد از زبان هرمیون بیان کردم ، جوابش در کتاب "محفل ققنوس" و در اتاق احتیاجات است .
  و در مورد اینکه چرا ، چون اون حیوون مورد علاقه منه .


   Q: آیا شما قصد ندارید از روسیه بازدید کنید ؟ طرفداران جوان بسیاری در اینجا هستند که رویایشان دیدار با شماست !
  JKR: خیلی دوست دارم که روسیه رو ببینم ، این یکی از آرزوهای دیرینه منه .
  پسرم هنوز خیلی برای مسافرت های طولانی کوچک است ، به هر حال هنوز یک سالش تمام نشده .


   Q: دوست داشتید کدوم یک از شخصیت های مونث کتاب " هری پاتر و سنگ کیمیا " می بودید ؟
  JKR: هرمیون
  قطعا ً دوست نداشتم پنسی پارکینسون باشم .


   Q: چه ویژگی باعث شده که دامبلدور به اسنیپ اعتماد کنه ؟
  JKR: یه سوال عالی ، اما غیر قابل جواب دیگه .
  من فقط میتونم بگم که اسنیپ داستانش رو برای دامبلدور تعریف کرده و دامبلدور هم اونو باور داره .


   Q: اگر میتونستید کوئیدیچ بازی کنید ، در چه پستی بازی میکردید ؟
  JKR: چه کسی نمیخاد که یک جستجو گر باشه ؟ اما فکر میکنم که کوئیدیچ من فوق العاده بد باشه
  من زیاد ورزشکار نیستم و با ارتفاع هم میونه خوبی ندارم ، یه چیزی تو مایه های نویل .

 
   Q: چرا تصمیم گرفتید که در باره جادوگران کتاب بنویسید ؟
  JKR: در واقع اون منو انتخاب کرد .... ایده نوشتن داستان یکباره به ذهنم خطور کرد و من میدونستم که باید بنویسمش .


   Q: تا چه اندازه کتابهای هری پاتر رو دارای داستانی اخلاقی به حساب میارید ؟
  JKR: من اون رو یک داستان اخلاقی به حساب نمیارم ، اخلاقیات به طور طبیعی از داستان به بیرون تراوش میکنه
  بین این دو یه فرق کوچک و ظریفی وجود داره . من فکر میکنم هر کتابی که صرفا ً برای درس دادن و موعظه کردن نوشته میشه ، کمتر موفقیت بدست میاره .


   Q: آیا دراکو تنها فرزند خانواده مالفوی هست ؟
  JKR: بله


   Q: اگر شما برای یک روز جای هری پاتر بودید ، چه میکردید ؟
  JKR: اگه من شخصا ً خودم به جای هری پاتر بودم ، فکر کنم میرفتم یه گوشه ایی و پنهان میشدم
  به خاطر اینکه من می دونم چه اتفاقاتی قراره برای هری بیفته .


   Q: آیا همونطور که شنیده ایم ، رنگ چشم هری در آینده نقش مهمی را در داستان ایفا خواهد کرد ؟
  JKR: بدون جواب !


   Q: چرا اسم مدرسه جادوگری را "هاگوارتز" گذاشتید ؟
  JKR: من صورت های مختلف این کلمه رو امتحان کردم ، تا اینکه این کلمه به ذهنم اومد و میدونستم که همین اسم ،
  اسم درست و مناسبی خواهد بود .


   Q: چه اتفاقی برای دم باریک افتاد ؟
  JKR: در کتاب 6 خواهید فهمید .


   Q: آیا رون به تیم کوئیدیچ گریفندور راه پیدا خواهد کرد ؟
  JKR: خوب ، اون در واقع به تیم راه پیدا کرده ، سوال در واقع اینه که آیا کاپیتان جدید تیم به او اجازه موندن خواهد داد یا نه ؟

  
  
   Q: آیا ریموس لوپین یک اصیل زاده است ؟
  JKR: خیر ، او یک دورگه است .


   Q: چطور شد که از کلمه "ماگل" استفاده کردید ؟
  JKR: من به دنبال کلمه ایی بودم که نشان دهنده حماقت باشه و در عین حال حس ترحم و دلسوزی رو القا کنه .
  در ابتدا کلمه "Mug" به ذهنم اومد ، برای کسانیکه ساده لوح هستند و به آسانی گول میخورند و بعد تصمیم گرفتم از شدت اون کمتر کنم ، به همین خاطر فکر کردم و "Muggle" رو انتخاب کردم . در اون لحظه نمیدونستم که از این کلمه در اصطلاحات عامیانه به عنوان داروی مخدر استفاده میشه ، .. به هر حال .


   Q: وقتیکه کوچک بودید ، چه نوع کتابهایی می خواندید ؟
  JKR: هر چیزی ، کتابهای بزرگسالان و بچه ها ، با هم .

 
   Q: آیا شما فکر میکنید فیلمها ، برگردانهای خوبی برای کتابها هستند ؟
  JKR: من فکر میکنم که اونها کاملا ً به کتابها وفادار بودند . هاگوارتز دقیقا ً همون چیزی بود که من تصور میکردم
  من وقت زیادی برای شرح چگونگی صحنه ها و لوکیشن ها صرف کردم .


   Q: وقتیکه رون مدرسه رو ترک کنه ، به چه کاری مشغول خواهد شد ؟
  JKR: خوب ، با فرض اینکه اون زنده بمونه تا مدرسه رو تموم کنه .... من بهتون نمیگم .


   Q: آیا حداکثر OWL هایی که قابل دستیابی هستند ، 12 تاست ؟
  JKR: بله .


   Q: بچه های جادوگرها ، قبل از رفتن به هاگوارتز در کجا درس میخوانند ؟
  JKR: اونها هم میتونند به مدارس ابتدایی ماگل ها برن و هم میتونن تو خونه درس بخونن .
  ویزلی ها تو خونه و توسط خانم ویزلی درس خوندن .


   Q: آیا تا به حال فکر کرده اید که بعد از کتابهای هری پاتر ، داستانهای علمی - تخیلی برای کودکان بنویسید،
  یا اینکه در یک ژانر کاملا ً متفاوت به نویسندگی ادامه خواهید داد ؟
   JKR: فکر نکنم که در ژانر علمی - تخیلی  خیلی خوب باشم ، احتمالا ً یک ژانر کاملا ً متفاوت .


   Q: چه چیزی باعث شد که سیریوس تصمیم بگیره که اسنیپ رو به سمت بید ضربه زن بفرسته ؟
  JKR: چون سیریوس از اسنیپ نفرت داشت ( و این احساس کاملا ً دوطرفه بود ) .
  در این باره در آینده چیزهای بیشتری خواهید فهمید .


  Q: اگه میتونستید یک روز در زندگی واقعی ، با یکی از شخصیت های ساختگی داستانتون باشید ،
  کدوم یک رو انتخاب می کردید و چه کاری انجام می دادید ؟
  JKR: من فکر میکنم که بیشتر دوست دارم که یک روز رو با هری بگذرونم ، در اونصورت با هم برای غذا خوردن میرفتیم بیرون و بعد من از اون به خاطر تمام دردسرهایی که براش درست کردم ، عذرخواهی میکردم .


   Q: چارلی و بیل ، در نسبت با برادر و خواهرشان چند ساله هستند ؟
  JKR: بذار فکر کنم ، بیل دو سال از چارلی بزرگتره که اون هم دو سال از پرسی بزرگتره .


   Q: آیا تا به حال خوابهایی دیده اید که در نوشتن داستانها به شما کمک کرده باشد ؟
  JKR: خیر ، ولی ای کاش می دیدم . فکر کنم یک بار یه خواب باور نکردنی در باره نیکلاس فلامل دیدم .

  
   Q: هاگرید در کتاب اول اشاره کرده بود که نسبت به گربه ها حساسیت داره ، چرا وقتیکه کج پا در نزدیکی
  هاگرید بوده ، او عطسه نکرده است ؟
  JKR: هاگرید هیچ وقت خیلی به کج پا نزدیک نبوده است . من خودم نسبت به گربه ها آلرژی دارم ، اما خیلی راحت
  میتونم تو اتاقی که یه گربه وجود داره ، بمونم . و البته کج پا تماما ً یک گربه نیست ، کتاب جانوران شگفت انگیز رو بخون ....


   Q: شما چطور ورزش کوئیدیچ رو ابداع کردید ؟
  JKR: من بعد از یک دعوا با دوست پسر آن دورانم ، توی یک اتاق در هتل نشسته بودم که این بازی رو ابداع کردم .
  حالا که به گذشته فکر میکنم ، متوجه میشم که چرا از فکر کردن به بلاجر ها خوشم میومده .


   Q: جانور جادویی مورد علاقه شما چیست ؟
  JKR: قطعا ً ققنوس .


   Q: آیا شما در انتخاب بازیگران برای فیلمها دخالت داشتید ؟
  JKR: بله ، کریس کلمبوس کارگردان فیلم اول از من پرسید آیا کسی را برای نقشی در نظر دارم ، و من بلافاصله جواب دادم که بله ، رابی کلترین برای نقش هاگرید .


   Q: آیا نقش جینی ویزلی در دو کتاب بعدی مهم تر و پررنگ تر خواهد شد ؟
  JKR: خوب ، حالا که دیگه جینی درحضور هری ساکت و لال نیست ، من فکر میکنم که شما میتونید متوجه شخصیت قوی و موثر اون بشین ( و البته اون همیشه این طور بوده ، به خاطر بیارید که رون در کتاب تالار اسرار گفته بود که اون هیچ وقت ساکت نمیشه )

 

   Q:  این سوال خیلی قشنگ پرسیده شده بود ، خود سوال به صورت یک شعر بود که از رولینگ پرسیده بود که ورد ها و طلسم های به کار رفته در کتابها رو چطور ابداع کرده ؟
   JKR: بعضی وقتها من از وردهایی استفاده کردم که ریشه اون در وردهایی بود که مردم استفاده میکردند اما اکثرا ً خودم اونها رو ابداع میکردم .

  Q: اون دودختر گریفندوری هم دوره ایی هری که هنوز ناشناخته باقی مونده اند چه کسانی هستند ؟
  JKR: اوه ، من تازه متوجه منظورتون شدم ، من دفترچه یادداشتم در دسترس نیست و در حال حاضر نمیتونم اسمشون رو به یاد بیارم ، این خیلی بد هست ، سعی میکنم که تا آخر این چت اسمشون رو به یاد بیارم .


   Q: آیا ما دوباره ویکتور کرام رو خواهیم دید ؟
  JKR: شما اون رو دوباره می بینید ، اگرچه نه خیلی زود .


   Q: میخام بدونم که آیا میتونید به ما بگید که باگارت و پترونیوس اسنیپ به چه شکلی در میاد ؟ من خیلی در این مورد کنجکاوم ؟
  JKR: خوب ، من به شما نخواهم گفت چون چیزهای زیادی رو لو خواهد داد .

 
   Q: آیا ولدمورت در کتاب آخر خواهد مرد ؟
  JKR: حالا تو واقعا ً فکر میکنی که من به این سوال جواب میدم ؟


   Q: جوابی که همه ما اشتیاق داریم بدونیم اینه که نوشتن کتاب 6 چطور پیش میره و چه وقت به پایان میرسه ؟
  JKR: نمیتونم بگم که اون چه وقت منتشر میشه چون به ناشرین من بستگی داره . اما خیلی خوب پیش میره و من از نوشتنش لذت میبرم .


   Q: آیا شما در زندگی واقعی به پیشگویی اعتقاد دارید ؟
  JKR: نه ندارم ، و حتی در دنیای جادو هم اعتقادی به پیشگویی ندارم !!!
  همونطور که مگونگال هم در کتاب سوم میگه که پیشگوهای راستین و حقیقی انگشت شمار هستند .


   Q: اگه شما دارای قدرت جادویی بودید ، چه توانایی رو - به جز توانایی نوشتن که اون رو دارا هستید - انتخاب میکردید ؟
  JKR: من دوست داشتم که میتونستم پرواز کنم و بعضی وقتها بتونم صدای بعضی ها رو ساکت کنم .



چند خبر

کوییدیچ در فیلم سوم

ازمدتها قبل زمزمه نبودن کوییدیچ درفیلم سوم به گوش میرسید و دلیل اصلی
  اون هم نبودن " چوچانگ " در بین بازیگران فیلم سوم بود .
  اگه یادتون باشه ، تو سایت قبلی یه خبر نوشته بودم در مورد سفارش کمپانی
  وارنر برای بارانی های ضد آب و اینطور نتیجه گیری کرده بودم که از این
  بارانی ها برای صحنه کوییدیچ استفاده خواهد شد .
  به هر حال ، این نتیجه گیری درست از آب در اومد و یکی از کسانیکه
  پیش نمایش فیلم سوم درشیکاگو رودیده اعلام کرد که صحنه هایی هر چند
  کوتاه ، ازکوییدیچ و زمین خوردن هری درمسابقه بین ریونکلاو - گریفیندور در فیلم سوم وجود داره .

سیریوس در بتمن ؟!

گری الدمن ، بازیگر نقش سیریوس بلک درفیلمهای هری پاتر ، در فیلم جدید
  بتمن با نام "Batman Begins" حضور خواهد داشت .
  گری دراین فیلم درنقش یک پلیس در برابرکریستین بل حضورخواهد یافت.
  تولید این فیلم در ایسلند آغاز شده است.