چند خبر جدید

کتاب ششم در تابستان!!!!
به گزارش خبر نگار ماگل نت، رئیس کمپانی ناشر کتب هری پاتر، طی نامه ای به تمام ناشر هایی که کتابهای رولینگ را چاپ میکنند، اعلام کرد که آنها باید خود را حد اکثر تا 8 سپتامبر ( 19 شهریور ) خود را آماده چاپ کنند.
در این نامه اسمی از نام کتاب برده نشده بود.
بدلیل اینکه به نظر میرسد این تاریخ کمی زود است، هنوز به احتمال اینکه تاریخ تغییر کند زیاد است

تریلر جدید فیلم 3

تریلر جدیدی از فیلم 3 که دارای صحنه های تازه ای از فیلمه که دیدن اون رو بهتون توصیه میکنم.
برای دانلود کردن آن بروی ادامه متن کلیک کنید.

کیفیت بالا حدودا 4 مگ
برای دانلود اینجا رو کلیک کنید
کیفیت پایین 600 کیلوبایت
برای دانلود اینجا رو کلیک کنید

عکسهای چند مکان در فیلم3

کلاس پیشگویی هاگزمید پاتیل درزدار دفتر لوپین؟

ابتکار از نوع ایرانی !!

دو نو جوان 16 ساله اصفهانی، کتاب ششم هری پاتر را نوشتند... داستان طبق روال قدیمی و داستانهای هری پاتر با تنهایی های او شروع میشود اما این بار هری قرار نیست آخر تابستان را با رون باشد بلکه هر دو میهمان هرمیون میشوند. حضور رون در دنیای مشنگها و خنگ بازی های او در هنگام مواجه شدن با وسایل آنها خالی از لطف نیست.

بعد از مدتی حضور در خانه هرمیون داستان طبق روال معمول برای خرید مدرسه به کوچه دیاگون می روند و باز هم فضولی بچه ها کار دستشان میدهد و با رفتن به خیابان ناکترن تا مرحله اخراج از مدرسه پیش میروند چون اسراری را می شنوند که نباید می شنیدند ! داستان شباهت های مختصری با کتاب هری پاتر و محفل ققنوس دارد که البته به گفته این دو نوجوان اتفاقی است و آنها کتاب خودشان را قبلا نوشته بودند این شباهت در جایی از داستان بیشتر میشود که هری در خواب خود ولدمورت را میبیند و به جایی فرا خوانده می شود. مهمترین و خلاقانه ترین حرکت داستان این دو نوجوان وجود جایی به نام جایگاه ابدی است که برای همه ابدیست! هرچند این جایگاه شباهت به تالار اسرار دارد ولی به جای مار وارث آن ببر است! این کتاب را انتشارات روزآمد با نام جایگاه ابدی ، داستان هری پاتر ِ من نوشته نازنین زنجانی زاده و آذر ریاحی نژاد با قیمت 2300ت چاپ کرده است. نکته: در حقیقت این کتاب ادامه کتاب چهارم محسوب می شود نه کتاب پنجم که در ان نویسندگان شخصیت چهارمی را به گروه سه نفره داستان اضافه کرده اند.

ترجمه چت روزجهانی کتاب - قسمت دوم

  بدون هیچ گونه توضیح اضافه ایی ...

  Q: اگر ماگل ها به هاگوارتز نگاه کنند ، چه چیزی می بینند ؟
  JKR: آنها چیزی نمی بینند مگر یک قلعه ویرانه با علامت های بزرگی که بر رویشان نوشته شده است :
  " نزدیک نشوید ، ساختمان خطرناک "


  Q: چه اتفاقی بین هرمیون و ویکتور کرام در طول تابستان رخ داد ؟
  JKR: رون هم خیلی دوست داره که بدونه


  Q: چطور ماگل ها متقاعد میشن و به بچه هاشون اجازه رفتن به هاگوارتز رو میدن که یه مکان ناآشنا براشون هست و

تا به حال چیزی در موردش نشنیده اند ؟
  JKR: در مورد ماگل ها ، همراه نامه یک پیک مخصوص فرستاده می شود تا همه چیز را برای آنها توضیح دهد ، اما

فراموش نکنید که والدین بچه ها هم طی این ده سال متوجه وجود توانایی های عجیب فرزندانشون شده اند ، بنابراین

دعوتنامه براشون مثل چیزی نیست که یهو از آسمون افتاده باشه .


  Q: دخترتون کدام یک از کتابهای شما رو بیشتر از بقیه دوست داره ؟
  JKR: احتمالا ً باید بین "جام آتش" یا "محفل ققنوس" باشه ، اون  اکشن دوست داره .


  Q: آیا در آینده برنامه ویژه ایی برای دراکو مالفوی در نظر دارید ؟
  JKR: من برای تمام شخصیت هام برنامه دارم ، در حقیقت حالا موقعیت خوبیه که در به یک سوال در مورد دراکو و

هرمیون جواب بدم : آیا اونها در کتاب شش/هفت به همدیگه خواهند رسید ؟
  نه !
  مساله اینه که دخترها به تام فلتون علاقه دارند ، اما ، دراکو که تام فلتون نیست ! 
 

  Q: وقتیکه دادلی در کتاب 5 با دیمنتورها مواجه شد ، چه چیزی دید ؟
  JKR: آه ، سوال خوبیه ، در آینده خواهید فهمید .


  Q: وقتیکه اولین کتاب هری پاتر منتشر شد ، چه احساسی داشتید ؟
  JKR: سربلند ، از خوشحالی به وجد اومده بودم ، فوق العاده خوشحال بودم .


  Q: درست در ابتدای داستان ، وقتیکه ولدمورت سعی کرد هری رو بکشه ، چی شد که هردوتای اونها زنده موندن ؟
  JKR: این سخت ترین و مهم ترین سواله ، و اگه من حالا بهش جواب بدم ، تقریبا ً دیگه هیچ دلیلی برای نوشتن کتابهای 6

و 7 باقی نمیمونه ، پس جواب نمیدم .


  Q: وقتیکه یک جادوگر به یک جانورنما تبدیل میشه ، آیا میتونه انتخاب کنه که به چه حیوانی تبدیل بشه یا اینکه

بستگی به ویژگی های اون فرد داره ؟
  JKR: نه ، شما میتونید انتخاب کنید . معمولا ً جادوگران به حیوانی تبدیل میشوند که بیشتر با اون جور باشند .


  Q: در شجره نامه خانواده بلک ، این نکته به چشم میخوره که اسامی همه اونها از یکی از صورت فلکی گرفته شده ،

آیا این موضوع عمدی بوده ؟ آیا این موضوع هم یکی از طرح های شماست ؟
  JKR: بله ، این درواقع یکی از سنت ها و رسوم خانواده است ، هرچند که اسم " نارسیسا " این سنت رو میشکنه .  بعد از

اینکه در مورد اسامی خانواده بلک اون تصمیم رو گرفتم ، این اسم رو برای تطبیق دادن با اونها عوض نکردم  به

خاطر اینکه من همیشه در مورد اون با همین اسم نارسیسا فکر میکردم .
  شایعات زیادی وجود داره که نارسیسا از طریقی با لیلی و پتونیا نسبت داره ، چون اسم هر سه اونها از روی اسامی

گلها برداشته شده ، اما من همینجا این شایعه رو تکذیب میکنم .
  نارسیسا هیچ نسبتی با اونها نداره .


  Q: حالا که لوسیوس مالفوی در دسترس نیست ، آیا از نارسیسا مالفوی چیز بیشتری خواهیم دید ؟
  JKR: بله .


  Q: آیا پرسی در "محفل ققنوس" همه کارها رو با میل و درخواست خودش انجام میداد ؟
  JKR: متاسفانه ، بله !


  Q: آیا دینی که هری به گردن دم باریک داره ، وقتیکه دم باریک دستش رو برای احیای بدن ولدمورت قربانی کرد ، به

ولدمورت منتقل میشه ؟
  JKR: خیر ، و بیشتر از این هم چیزی نمیتونم بگم .


  Q: آیا هری مجبوره که دوباره تمام تابستان رو در خانه دورسلی ها بگذرونه ؟
  JKR: تمام تابستان رو نه ، در واقع این بار هری کوتاه ترین اقامتش در پرایوت درایو رو خواهد داشت .


  Q: آیا در کتاب بعدی ، ما چیزی بیشتری درباره اهمیت شکل زخم پیشانی هری خواهیم دونست ؟
  JKR: شکل ظاهری زخم ، تنها جنبه پراهمیت اون نیست ، و این تنها چیزیه که میگم .


  Q: آیا نقش نویل در ادامه داستان پررنگ تر خواهد شد و نقش بیشتری به او تعلق خواهد گرفت ؟
  JKR: من فکر میکنم اون قبلا ً نقش بزرگتر و مهم تری رو گرفته ، نویل همراه با بزرگترشدن تغییرات بسیاری کرده .
  کتاب 5 در واقع یک نقطه عطف حقیقی برای نویل بود .


  Q: اسم وسط ( شرمنده ، ولی خداییش برای middle name چیز بهتری نیافتم ) ترلاونی چیست ؟ 
  JKR: پاتریشیا .


  Q: اگر هری پاتر یک دختر می بود ، در اونصورت فکر میکنید که آیا داستانش متفاوت میشد ؟
  JKR: بله ، فکر میکنم فرق میکرد . من از همون ابتدا قهرمان داستان رو بعنوان یک پسر در نظر گرفتم و هیچ وقت به

"هریت پاتر" فکر نکردم ، اما مطمئنم که در اونصورت خیلی از چیزها تغییر میکرد ، مثلا ً در ابتدا اسم رون باید به

"رونالدا" تغییر پیدا میکرد .

  
  Q: چطور هری تونست دوباره "نقشه مارادور(غارتگر)" روبدست بیاره ، در صورتیکه بارتی کروچ پسر اون رو

ازش گرفته بود ؟ 
  JKR: این سوال رو خیلی ها از من پرسیدند . من میدونم که باید نشون میدادم که هری به اتاق خالی مودی میره و اون رو

پس می گیره ، اما من فرض کردم که شما در نظر خواهید گرفت که این همون کاری هست که اون میکنه ، متاسفم !


  Q: آیا لرد ولدمورت در کتاب بعدی ، حضور بیشتری خواهد داشت ؟
  JKR: شما اون رو دوباره خواهید دید ، اما مثل هر دیکتاتور شرور دیگه ایی ، اون بیشتر ترجیح میده که کارهای کثیفش

رو خدمتکارانش براش انجام بدن .


  Q: اگر در دنیای جادو شغلی داشتید ، فکر میکنید اون چه کاری بود ؟
  JKR: من فکر نمیکنم هیچ چیزی رو به نویسندگی ترجیح بدم ، بنابراین نویسنده کتاب طلسم و جادو میشدم .


  Q: آیا ما می تونیم هرچیزی رو که کلاه گروهبندی میگه باور کنیم ؟
  JKR: کلاه گروهبندی مطمئنا ً حرف درست رو میزنه .


  Q: من عاشق تانکز هستم و اون شخصیت موردعلاقه منه ، آیا در کتاب جدید و یا حتی در زندگی هری ، نقش بیشتری

رو خواهد داشت ؟
  JKR: تانکز در حاشیه داستان خواهد بود ، من هم واقعا ً اونو دوست دارم .


  Q: حد و اندازه قدرت جادویی هاگرید چقدر است ؟
  JKR: نه خیلی زیاد ! اون قادر به انجام جادوهای سطح متوسط و استاندارد هست و گاه و بیگاه با کارهای بعضا ً خارق

العاده ایی که انجام میده ، دیگران (وحتی خودش) رو غافلگیر میکنه .


  Q: آیا ولدمورت یک شیطان به دنیا آمده است ؟
  JKR: من به اینکه افراد با صفات شیطانی به دنیا می آیند ، معتقد نیستم .
  شما در کتاب آینده جزئیات بیشتری از چگونگی تولد او خواهید فهمید .


  Q: کدامیک از شخصیت های داستان رو بیشتر از بقیه دوست دارید ؟
  JKR: وقتی که کمی جوانتر بودم ، هرمیون ، قطعا ً . البته هری و رون هم جای خودشون رو دارند .


  Q: آیا این حقیقت دارد که در کتاب 6 ، علاوه بر زخم پیشانی صدمه های ماندگار بیشتری به هری وارد می شود ؟
  JKR: من این شایعات را در نت خوانده ام و واقعا ً نمیدانم که این شایعات از کجا می آیند . من نمی خواهم در مورد
  اینکه در کتاب 6 چه اتفاقاتی برای هری خواهد افتاد صحبت کنم ، اما قطعا ً تا به حال جایی نگفته ام که او
  آسیب بیشتری خواهد دید .


  Q: آیا ما چیز بیشتری در مورد گرنجرها خواهیم فهمید ؟ آیا هرمیون تنها فرزند خانواده اش است ؟
  JKR: من همیشه اینطور فکر میکردم که هرمیون یک خواهر کوچکتر هم داره ، اما اون در داستان حضور پیدا نمیکنه ،

به هر حال اگر هم این فکر درست باشه ، برای وارد کردن اون به داستان دیگه خیلی دیر شده !


  Q: آیا دنیای ماگل ها و دنیای جادو به یکدیگر خواهند پیوست ؟
  JKR: خیر ، شکاف و رخنه ایی که بین این دو دنیا وجود دارد ، قطعی و پایدار است .
  اگرچه ، همانطور که در کتاب ششم خواهید دید ، حالا که ولدمورت باز گشته است ماگل ها به اتفاقات عجیبی که

در اطرافشان رخ خواهد داد ، توجه بیشتری نشان می دهند .


  Q: آیا هری با گودریک گریفندور نسبتی داره ؟
  JKR: مردم همیشه کنجکاو هستن که بدونن که هری با چه کسی نسبت داره ، شاید !


  Q: آیا قصد نوشتن کتابهای پیش زمینه ایی دیگری ، مثل " حیوانات جادویی و زیستگاه هایشان " یا " کوییدیچ در گذر

زمان " را دارید ؟
  JKR: ممکنه ، اما اگر اونها رو بنویسم ، قطعا ً برای خیریه خواهد بود ، مثل دو تای قبل .


  Q: آیا شما "قلم پر های قندی" رو از کتاب - چارلی و کارخانه شکلات -  برداشته اید ؟ چون فکر کنم در آن کتاب هم

چیزی به نام "مدادهای قندی" داشتیم ؟
  JKR: آه عزیزم ، من نمیدونم که این ایده از اونجا به ذهنم رسیده یا نه ! در هر صورت عمدا ً نبوده .
  اگرچه این ایده خیلی سخت و پیچیده ایی نیست ، ما همه مون ته خودکار و مدادمون رو می جویم ( یا حداقل من این

کار رو میکنم) بنابراین منطقیه کاری کنیم که مزه خوبی بدن ، و در هاگوارتز ، بدیهیست که اونها از قلم پر استفاده

میکنند .


  Q: آیا شما فکر میکنید فیلمی که زمانش از دو فیلم قبلی بیشتر نیست ، میتونه حق مطلب رو در مورد کتاب حجیم و

پیچیده ایی مثل جام آتش ادا کنه ؟
  JKR: فکر کنم که اونها مقداری موضوع اصلی رو ساده تر و مختصر تر می کنند . استیو کلاوز - فیلمنامه نویس - واقعا ً

کارش خوبه و می تونه به درستی ماهیت و جوهره اصلی کتاب رو دربیاره .


  Q: اگر هاگرید یک شخصیت واقعی بود و به خانه شما می آمد ، برای شام چه چیزی درست می کردید ؟
  JKR: فکر کنم یک نیمه کامل گاو رو درست میکردم . همچنین من درست کردن پودینگ های یورکشایری رو هم خیلی

خوب بلدم ، بنابریان فکر کنم چندین دوجین از اونها هم درست کنم .

  
  Q: آیا شما دوست دارید که همین سه بازیگر ، نقش سه شخصیت اصلی رو در هر هفت فیلم بازی کنند ؟
  JKR: بله ، من واقعا ً هر سه تاشون رو خیلی دوست دارم


  Q: آیا شما تصمیم ندارید که یادداشت هایتان که حاوی مفروضات شما در مورد سری کتابهاست را به چاپ برسانید ؟

من خیلی علاقه مندم که اون 150 صفحه ایی رو که در مورد دیمنتورهاست بخونم ؟؟
  JKR: چه کسی گفته که من در مورد دیمنتورها 150 صفحه مطلب نوشته ام ؟ من که چنین چیزی نگفته ام !
  فکر نکنم که هیچ وقت یادداشتهایم رو به چاپ برسونم ، چون خیلی چیزها رو آشکار خواهد کرد .

 
  Q: آیا شما کتابهایی در مورد زندگی هری بعد از مدرسه خواهید نوشت ؟
  JKR: احتمالا ً خیر ، من هیچ وقت نمیگم هرگز .
  چون هر وقت که میگم هرگز ، بلافاصله قول و عهدم رو نقض میکنم .


  Q: آیا هری در کتاب ششم با دختر دیگری رابطه برقرار میکند ، یا اینکه خیلی گرفتار است و برای عشق و عاشقی

وقتی ندارد ؟  
  
  JKR: اون خیلی سرش شلوغ خواهد بود ، اما زندگی بدون اندکی عشق ، لطفی نداره 


  Q: چطور دابی میتونه در هاگوارتز "ظاهر" (apparate) بشه ، در حالیکه کس دیگه ایی نمیتونه ؟
  JKR: دابی یک جن خانگی هست ، اونا دارای توانایی هایی هستند که جادوگران ندارند و البته جادوگران هم توانایی هایی

دارند که جن های خانگی از آنها بی بهره اند .


  Q: اسم کتاب ششم چه خواهد بود ؟ و یا کتاب هفتم ؟؟
  JKR: اسم اون "هری پاتر و .....یه چیزی"  خواهد بود . جالبه نه ؟


  Q: آیا هری در مورد پیشگویی چیزی به نویل خواهد گفت ؟
  JKR: هری به نزدیکترین و عزیزترینش در مورد پیشگویی خواهد گفت ، البته وقتیکه آماده بشه . اون به زمان نیاز داره

تا چیزهایی جدیدی که فهمیده ، برای خودش هضم بشه و جا بیفته .


  Q: آیا دم باریک برای کشتن سدریک از چوبدستی ولدمورت استفاده کرد ؟ آیا به همین خاطر بود که روح سدریک از

چوبدستی ولدمورت بیرون اومد ، اگرچه توسط دم باریک کشته شده بود ؟
  JKR: بله ، درسته .


  Q: اگر ما دوباره سیریوس رو ببینیم ، اون به چه شکل خواهد بود ؟
  JKR: برام ممکن نیست که به این سوال جواب بدم ، چون میترسم که دوباره خودم رو مقصر قلمداد کنم !


  Q: آیا ممکنه که ما در کتاب آینده ، از برادر سیریوس بلک ، Regulus ، چیزی بشنویم ؟
  JKR: خب ، اون مرده ، پس در این روزها کاملا ً ساکته .
  ( به طنز به کار رفته در جواب JK دقت کنین  )


  Q: چه احساسی پیدا میکنید وقتیکه می بینید بچه ها کتاب شما را می خوانند ؟
  JKR: به طور فوق العاده ایی افتخار میکنم ، بعضی مواقع میخام که بزنم به پشتشون و بگم "حدس بزن کیه ؟ " ، اما بعد

جلوی خودم رو می گیرم .


   Q: چه اتفاقی برای پدربزرگ و مادربزرگ هری افتاده است ؟ آیا چیزی درباره آنها خواهیم دانست ؟
  JKR: اونها همشون مرده اند و ربط خاصی هم به داستان ندارند ، اگرچه شما مقدار بسیار کمی اطلاعات اضافی در مورد

آنها بدست خواهید آورد .

  Q: در مورد دم باریک چطور ؟ آیا امیدی به بازگشت او (به طرف دامبلدور) هست ؟
  JKR: مسلما ً همیشه امید هست .
 شما در کتاب ششم چیزهای بیشتری در مورد اون خواهید فهمید .


  Q: چه اتفاقی برای موتور پرنده سیریوس افتاد ؟
  JKR: آه ، سوال خوبیه ، شما خواهید فهمید ، البته شاید بعضی از شما حدث بزنید .


  Q: در اسم لوپین ، "ریموس .ج.لوپین" ، حرف جی نماینده چه اسمیه ؟
  JKR: جان . خسته کننده است اما حقیقت داره (تیریپ Sad but True)


  Q: آیا هری و هرمیون با یکدیگررابطه برقرار خواهند کرد ؟
  JKR: نمیگم ... ، اما به طور حتم شما در حال حاضر سرنخ های زیادی دارید .


  Q: برای مصاحبه از شما متشکرم ... آیا هری در دوساله باقیمانده در هاگوارتز ، دوباره بوسه ایی دریافت خواهد کرد؟
  JKR: او ممکنه که بوسه دیگه ایی دریافت کنه ( یا شاید دوتا ) ، اما من نمیگم که از طرف چه کسانی !
  ( هالا لالای لالای  لالالای لای .....  )


  Q: اگر شما این فرصت رو داشتید که معجون تغییر شکل رو درست کنید ، دوست داشتید چه کسی باشید و چرا ؟ و در

اون محدوده زمانی یک ساعته چه کاری انجام میدادید ؟
   JKR: دوست داشتم که در اون یک ساعت ، تونی بلر میشدم . یک کنفرانس مطبوعاتی ترتیب میدادم و بعد تمام خط مشی

های سیاسی ام رو که میخاستم اونها رو اجرا کنم ، به آگاهی مردم میرسوندم !


  Q: سیریوس بلک ، جیمز پاتر ، ریموس لوپین و پیتر پتی گرو در کدامیک از گروه ها بودند ؟ همه میگند که اونها در

گریفندور بودند ولی من تا از خود خانم رولینگ نشنوم باور نمیکنم ؟
  JKR: این خود جی . کی رولینگ  ِ که به شما میگه اونها واقعا ً تو گریفندور بودند .

  
  
  Q: خانم رولینگ ، از اینکه کتابهایی اینچنین شگفت انگیز می نویسید از شما متشکرم ، من فقط یک سوال داشتم ،

"اسم میانی" هرمیون ، رون و جینی چیست ؟
  JKR: اسم وسط جینی ، مالی (Molly) - هرمیون ، جین (Jane) - رون ، بیلیوس (Bilius) است .

 

   
  الپایان !